فصل ۵ - مسیر
(یادداشت نویسنده: *هشدار* این فصل ممکن است شبیه یک حجم عظیم اطلاعات (Info Dump) باشد، زیرا جنبههای مختلف «مسیر» را به عنوان یک سیستم بررسی میکند. سعی میکنم در فصلهای آینده از توضیحات بیش از حد وضعیت/مهارت خودداری کنم و در عوض آنها را در فصلهای راهنما/کمکی قرار دهم. همچنین، برای آن ۵ نفرِ زیبایی که رای دادند، تبریک میگویم! اولین دنیا دانماچی (آیا اشتباه است که در سیاهچال دنبال دختر بگردیم؟!) خواهد بود! نظرسنجی بعدی ممکن است شامل معشوقههای احتمالی باشد!)
وان نیروی «کِشندهای» را در شکمش حس کرد و دنیای اطرافش انگار در هم فرو ریخت. پس از تجربهای کوتاه اما بهشدت گیجکننده، سرانجام در وسط یک سکوی دایرهای شکل به قطر حدود ۳ متر فرود آمد.
با هجوم ناگهانیِ میل به استفراغ ناشی از سرگیجهای که تجربه میکرد، وان به سمت فضای خالی عق زد، اما تازه متوجه شد که در واقع چیزی برای بالا آوردن ندارد. پس از چند لحظه عق زدنِ خشک، بالاخره توانست خود را جمعوجور کند و درک بهتری از محیط اطرافش به دست آورد.
او متوجه شد که برهنه روی یک سکوی سنگیِ بینشان نشسته است. بزرگترین غافلگیری که قبلاً متوجهش نشده بود، این بود که دست و پایش هنوز سر جایشان بودند. برای اولین بار در یک دهه، وان ایستاد.
«پاهام... دیگه قطع نیستن!»
او پرید، بله برای اولین بار در طی سالها پرید و با فریادی بلند در خلأ بیپایانی که سکوی سنگی را احاطه کرده بود، گفت:
«باورم نمیشه، من واقعاً دوباره پا دارم!!!»
(*تایید شد. با اینکه بدن فیزیکی میزبان ممکن است آسیب دیده باشد، روح شکل صحیح خود را حفظ میکند. از آنجا که میزبان قبلاً در قلمرو اثیری (Astral Realm) وجود داشت، بدن او به شکل روحش بازسازی شد.*)
وان صدای مصنوعی را درون سرش شنید، انگار که میخواست وجود خود را به او یادآوری کند.
«تو کی هستی؟ چطور داری توی سر من حرف میزنی؟ تو صدای "مسیر" هستی که کلیشکا بهم داد؟»
(*من سیستمی هستم که برای عمل کردن به عنوان واسطه بین میزبان و "مسیر" خلق شده است. از آنجا که میزبان بدون کمک قادر به درک عملکردهای "مسیر" نیست، سیستم به عنوان پشتیبان کمکی برای میزبان ایجاد شد. سیستم در کنار "مسیر" که با روح میزبان پیوند خورده وجود دارد، بنابراین میتواند مستقیماً با آگاهی شما ارتباط برقرار کند.*)
«میفهمم، فکر کنم یه کم متوجه شدم. پس تو قراره کمکم کنی از "مسیر" استفاده کنم تا وقتی که خودم یاد بگیرم چطور ازش استفاده کنم؟»
(*میزبان در واقع میتواند وجود مرا تا آن حد تفسیر کند. آیا میزبان مایل است عملکرد "آموزش" (Tutorial) را راهاندازی کند؟*)
وان با شرمندگی گفت: «آموزش؟ نمیدونم معنی اون کلمه چیه...»
(*یک آموزش مثل یک راهنما یا دستورالعمل قدمبهقدم است. این به کاربر اجازه میدهد تا هر یک از جنبههای پایهای را که در حال حاضر از طریق سیستم در دسترس است، درک کند. میزبان همچنین گزینه تغییر نام سیستم و نحوه خطاب قرار دادن میزبان را دارد.*)
«ممنون که توضیح دادی سیستم. میتونم تو رو صدا کنم... بذار ببینم... نظرت درباره "آبجی" (Sis) چیه؟ فکر نمیکنم جنسیتی داشته باشی، اما همیشه تصور میکردم که یه خواهر بزرگتر بهترین کسیه که میتونه چیزها رو به برادراش یاد بده. تو هم میتونی من رو وان صدا کنی! مشتاق همکاری باهات در آینده هستم.»
صدایی کمی زنانهتر، اما همچنان مصنوعی، در سر وان پیچید.
(*تغییر نام از سیستم به "آبجی" تایید شد. تغییر ساختار صدا برای مطابقت با انتظارات میزبانی که اکنون با نام "وان" شناخته میشود. آبجی نیز مشتاق است که در آینده در مورد هرگونه سوالی که در رابطه با عملکردهای سیستم داشته باشید، به شما کمک کند. آیا مایلید آموزش را آغاز کنید، وان؟*)
وان کمی از تغییرات ناگهانی در صدای سیستم جا خورد، اما از تلاشهای او خوشحال بود.
«ممنون، آبجی. لطفاً آموزش رو شروع کن!»
(*تایید شد. آبجی اکنون لیستی از تمام عملکردهای موجود و کاربردهای آنها را نمایش میدهد.*)
عملکردهای موجود:
- وضعیت (Status): لیستی از تمام مقادیر عددی را نشان میدهد که ویژگیهای فیزیکی/ذهنی/روحی میزبان را تشکیل میدهند.
- مهارتها (Skills): لیستی از تمام مهارتهای موجود را نشان میدهد. میزبان میتواند مهارتها را روشن و خاموش کند تا عملکردهای آنها را فعال/غیرفعال کند.
- فروشگاه (Shop): لیستی از تمام آیتمهای موجود را نشان میدهد. آیتمهای نمایش داده شده وابسته به «رکوردها»ی موجود هستند.
- کولهپشتی (Inventory): شبکهای را نمایش میدهد که به میزبان اجازه میدهد آیتمها را درون خلأ ذخیره کند. میزبان میتواند با استفاده از دستورات ذهنی آیتمها را ذخیره/استخراج کند. میزبان همچنین میتواند آیتمها را در اسلاتهای از پیش تعیین شده «تجهیز» (Equip) کند تا فوراً تجهیزاتش تغییر کند. اندازه کولهپشتی محدود به رشد میزبان است.
- رکوردها (Records): لیستی از تمام دنیاهای موجود و سختی آنها را نشان میدهد. سختی دنیاها بین ۱ تا ۹ متغیر است، که ۱ دنیاهای فانی شبیه به جهان اصلی میزبان است. *هشدار* به شدت توصیه میشود که میزبان از دنیاهایی فراتر از سطح روح خود اجتناب کند، زیرا میتواند منجر به مرگ سریع شود!
(*وان، شما میتوانید با گفتن "نمایشِ *عملکرد*" در ذهن خود، جزئیات هر عملکرد را مشاهده کنید. توصیه میشود قبل از انتخاب یک دنیا از لیست "رکوردها"، وضعیت پایه خود را مشاهده کنید.*)
در میان حجم انبوه اعلانهایی که در مغزش زنگ میزدند، وان روی باسنش در وسط سکو افتاده بود. او ناگهان بسیار شکرگزار وجود آبجی شد، زیرا پیگیری تمام این اطلاعات به تنهایی برایش دشوار بود.
«ممنون آبجی، تو بهترینی.»
(*خواهش میکنم وان.*)
وان در ذهنش فرمان «نمایش وضعیت» را صادر کرد و پنجرهای آبی و شفاف در دیدش ظاهر شد.
*وضعیت*
نام: وان میسون (موقت)
سن: ۰ (سن در حالت روحی وجود ندارد)
نژاد: انسان (روح)، مهر و موم شده
پارامترها: خالی خارج از «رکورد»
قدرت روح: رتبه ۱ (روح فانی)
کارما: ۰
با بررسی وضعیتش، وان متوجه شد که کارمایش به جای آن عدد نجومی که قبلاً ذکر شده بود، صفر است.
«آبجی، چه بلایی سر کارمای من اومده؟ مگه کلیشکا نگفت من حدود ۱۷۹ میلیون کارما داشتم؟»
(*بله وان، شما قبلاً دارای ارزش کارمایی مثبت ۱۷۳,۴۱۹,۰۰۳ بودید، اما این مقدار توسط الهه کلیشکا مبادله شد تا به شما اجازه دهد مالک "مسیر" شوید. "مسیر" یک اثر هنری (Artifact) رتبه ۹ است که از زمان "مبدأ" وجود داشته است. معمولاً برای شخصی با رتبه ۱ (روح فانی) غیرممکن است که مالک "مسیر" باشد، زیرا فشار بیش از حدی بر روح او وارد میکند و حتی ممکن است ریشه روحش را نابود کند که باعث حذف کامل او از چرخه تناسخ میشود. به نظر میرسد الهه کلیشکا الوهیت خود را در "مسیر" دمیده تا به عنوان عاملی محدودکننده عمل کند و به روح شما اجازه دهد عملکردهای اولیه "مسیر" را فعال نماید. کارمای شما در ازای برآورده کردن "آرزوی" شما برای داشتن آزادی استفاده شد. همانطور که روح شما در قدرت رشد میکند، شما به عملکردهای بیشتر و "رکوردهای" رتبه بالاتر دسترسی خواهید داشت.*)
وان با افشاگری آبجی مبهوت شد. به نظر میرسید کلیشکا تلاش زیادی کرده تا آرزوی او را برآورده کند. او به فضای بیپایان اطراف سکو خیره شد، انگار که به دنبال نشانهای از حضوری میگردد.
«من تمام تلاشم رو میکنم تا این لطف رو جبران کنم، کلیشکا.»
با حک کردن این سوگند در قلبش، وان لیست رکوردها را در ذهنش فراخواند.
«نمایش رکوردها»
لیستی که به نظر میرسید تا ابد ادامه دارد در ذهنش شکل گرفت و وان را خیره کرد.
(*وان، پیشنهاد میکنم دنیاها را بر اساس مکانهایی که با آنها آشنایی دارید و بر اساس قدرت روحتان فیلتر کنید.*)
در حالی که لیست در ذهنش مدام گسترش مییافت، آبجی انگار طناب نجاتی برایش انداخت.
«نمایش رکوردهای محدود به دنیاهایی که میشناسم و برای ارواح رتبه ۱ قابل دسترسی هستند.»
*رکوردها*
- دانماچی (Danmachi) (۱-۴)
- فری تیل (Fairy Tail) (۱-۳)
- وان پیس (One Piece) (۱-۳)
- فیت/استی نایت (Fate/Stay Night) (۱-۴)
- و غیره
همانطور که وان لیست رکوردها را بررسی میکرد، متوجه شد که نمیتواند دنیایی را که در نظر داشت پیدا کند.
«نمایش رکوردها برای دنیای ناروتو»
*رکوردها*
- ناروتو (۲-۵)
«اوه، انتظار نداشتم دنیای ناروتو برای ورود نیاز به روح سطح ۲ داشته باشه. میدونی دلیلش چیه آبجی؟»
(*تحلیل...*)
(*این به دلیل وجود انرژی بیگانهای به نام چاکرا در ترکیب با سختیِ متوسطِ بقا در آن دنیاست. از آنجا که ناروتو دنیایی با سیستم فئودالی و دهکدههای پنهان است، احتمال بالایی وجود دارد که در همان اوایل هدف قرار گرفته و توسط نیروهایی که قدرت معنوی بالایی دارند حذف شوید. توصیه میشود قدرت روح خود را حداقل به سطح ۲ برسانید تا بتوانید راحتتر چاکرا را تزکیه کنید و ویژگیهای خود را در آن دنیا افزایش دهید.*)
«میفهمم، یه جورایی منطقیه. ممنون بابت توضیحات، آبجی. رکوردی هست که برای دنیای اولم پیشنهاد کنی؟»
(*قطعاً وان. عملکرد "نمایش رکوردها" به طور خودکار دنیاها را بر اساس ارتباط با قدرت روح فعلی شما لیست میکند، بنابراین من رکوردِ دانماچی را پیشنهاد میکنم. این دنیا نیاز پایه رتبه ۱ دارد و اگر خوششانس باشید و تلاش زیادی بکنید، میتوانید روح خود را تا رتبه ۴ تقویت کنید. به خاطر داشته باشید که رسیدن به رتبه ۴ شما را در همان سطحی قرار میدهد که قویترین موجودات آن دنیا (بدون الوهیتشان) قرار دارند.*)
«هوم، ولی فیت/استی نایت گزینه خوبی نیست؟ چون نیازهای مشابهی داره.»
(*با اینکه نیازها مشابه است، تثبیت جایگاه خود در آن دنیا بدون استفاده از کارما برای بازنویسی رکوردِ یک شخصیت موجود، دشوار خواهد بود. از آنجا که برای یادگیری جادو مشکل خواهید داشت و قادر به شرکت در جنگ جام مقدس نخواهید بود، توصیه میشود صبر کنید تا قبل از ورود، مقدار مناسبی کارما جمع کنید.*)
«صبر کن، میشه از کارما استفاده کرد تا رکورد یه شخصیت موجود رو بازنویسی کرد؟ یعنی جای اونها رو میگیریم؟»
وان از این ایده شوکه شد.
(*درست است وان، اما لطفاً توجه داشته باشید که دنیاهای خلق شده با استفاده از "رکوردها" تا زمانی که وارد آنها نشوید وجود ندارند. آنها در حالتی از زمان تعلیقیافته باقی میمانند که تا لحظه ورود شما آغاز نمیشود. بنابراین، پذیرفتن نقش یک شخصیت، علیتِ آن دنیا را تغییر میدهد بدون اینکه خط زمانی یا رویدادها را تغییر دهد، مگر اینکه شما مستقیماً چیزها را تغییر دهید. شما همچنین خاطرات شخصیتی را که جایگزینش میشوید به ارث خواهید برد.*)
«پس دنیاهایی که من بازدید میکنم وجود ندارند؟ آدمای داخلش واقعی نیستن؟»
وان از این فکر کمی دلسرد شد، چون تقریباً حس میکرد که انگار تنها موجود زنده در جهان است... البته، او در حال حاضر یک روح است.
(*این نادرست است وان. -------------------------------------------------------- بنابراین شما قادرید نقش فرد درون رکورد را بپذیرید.*)
«صبر کن آبجی، یه بخش از توضیحات رو جا انداختی!»
(*این امکانپذیر نیست وان. اگر نتوانستید توضیحات را بشنوید، به دلیل محدودیت رتبه روح شما بوده است. برخی اطلاعات که بر قوانین بنیادی چندجهانی حاکم هستند، بدون کسب تجربیات متنوع قابل توضیح یا درک نیستند. وقتی بتوانید روح خود را تقویت کنید، به طور طبیعی شروع به درک آنچه میخواستم برایتان توضیح دهم خواهید کرد. فقط بدانید که افرادی که با آنها تعامل خواهید داشت به اندازه کسانی که در دنیای قبلیتان بودند واقعی هستند. با اینکه شما ممکن است مالک "مسیر" باشید، این بدان معنا نیست که شما "شخصیت اصلی" (Protagonist) آن دنیا هستید. احتمال واقعی وجود دارد که بسته به اقداماتی که انجام میدهید، بمیرید.*)
«فکر کنم یه جورایی میفهمم آبجی. تمام تلاشم رو میکنم تا قویتر بشم. و به هیچکس با تحقیر نگاه نمیکنم، مثل اون آدمای بیرحمی که تو زندگی قبلیم با من این کار رو کردن.»
(*این بهترین کار است وان. تسلیم شدن به احساسات منفی و آسیب رساندن به دیگران تنها منجر به انباشت کارمای منفی میشود که رشد روح شما را محدود خواهد کرد.*)
«فهمیدم آبجی. فکر کنم وقت رفتنه. به نظر نمیرسه توی این فضای خالی بتونم کاری بکنم، و واقعاً مشتاق فرصت تعامل با شخصیتهایی هستم که توی مانگا خوندم! امیدوارم بتونم تأثیر خوبی روشون بذارم... من واقعاً هیچ تجربهای در تعامل با کسی خارج از آزمایشگاه ندارم. خب، به جز تو و کلیشکا، که حالا که فکرش رو میکنم یه کم عجیبه...»
(*تایید شد. آیا مایلید از آیتم "بسته مبتدی" (Beginner’s Package) برای به دست آوردن یک توانایی مرتبط استفاده کنید؟*)
«هوم؟ بسته مبتدی؟ اون چیه؟»
(*یکی از آیتمهایی که کلیشکا قبل از دادن "مسیر" در کولهپشتی شما قرار داد، یک آیتم مصرفی ویژه بود که به شما مهارتی میدهد که در اولین دنیایتان به شما کمک خواهد کرد. لطفاً توجه داشته باشید که اگر از "بسته مبتدی" استفاده نکنید، هنگام ورود به دنیا به ارزش معادل کارماییِ آن مهارت تبدیل خواهد شد.*)
«اوه، پس برو و ازش استفاده کن. امیدوارم چیزی باشه که توی رکورد دانماچی کمک کنه.»
(*تایید شد. باز کردن "بسته مبتدی".*)
// دریافت عملکرد رابط کاربری سیستم: مشاهده میزان علاقه (View Affection)
(*آگاه باشید وان، مصرف کردن "بسته مبتدی" باعث فعالسازی تناسخ اجباری خواهد شد!*)
«!!! چی!؟ صبر کن، جدی کِ---»
پیش از آنکه وان بتواند جملهاش را تمام کند، بار دیگر توسط یک حرکت «کِشنده» در معدهاش گرفته شد و به زور از روی سکوی سنگی منتقل گردید.